X
تبلیغات
تنهابرای آسیب دیدگان معیشتی مراقبت پرواز - قصه وازه ها بخش نخست ★━┓☆━┓★━┓☆━┓★━┓ ┃人┃┃気┃┃最┃┃新┃┃品┃   ┗━☆┗━★┗━☆┗━★┗━☆
این وبلاگ رسمی خودم است و هرگونه اطلاعات درباره من. باید از همین کانال باشد. نه از طریق شایعه سازان.

 

 

آیا خاستگاه بسیاری از وازه ها از کجاست؟ نوشابه سیاه - نوشابه زرد- دهه ۱۳۶۰ - فیلم فرهنگ هر کشور است؟ سرانجام ناپاک خواری. جنازه آدم خواری میشود - سوتی-

خدا گواه ( ان شا الله ) خدا خواه ( ماشا الله )

پذیر کردن ( قبول کردن )

بی تاخیر ( بی درنگ )

و بسیاری از وازه های دیگر. حتی خود وازه وازه؟

چه در وبلاگ برج چه در وبلاگ خودم. کسانی به من گفتند که راحت باش. راحت بگو ؟ گفت حسابت چیه؟

اینها دو گروه هستند.

گروهی که واقعا مقصودشان از این که من مانند فارسی دری گفت میزنم از من شاکی هستند

گروهی هم میدانند من چه میگویم و میدانند که از حق خوریهایی که درباره من شده. من مطلب مینویسم و آنها میگویند که آیا به چه اندازه استخوان به جلویت بیندازیم. که آیا ساکت شوی.

نمونه: چه کامنتهای وبلاگ برج چه دیگر کامنتها و وبلاگها و حتی در کامنت وبلاگ خودم.

در اینجا تنها به گروه گیر دهنده به وازه ها. پاسخ میدهم.

اگر دقت کرده باشید متوجه خواهید شد که بسیاری از وازه ها از دهه ۱۳۷۰ آغاز شد.

آری. میخواهم بگویم همه این اوزاه = جمع الوازه از اینجانب بوده است.

در سال ۱۳۷۴ میدیدم که تنها از نام نوشابه همان نام نوشابه مانده است ولی دیگر کوکاکولا یا کانادادرای نیست. امروزه نیندیشید. در آن گاه که من میگفتم که یک نوشابه سیاه بده یا نوشابه زرد بده. نه این که به من بخندند . بلکه شگفت زده میشدند و چپ چپ به من نگر میکردند ( همان نگاه ). و من میگفتم همانی که شما کوکاکولا یا کانادا میگویید. امروزه برعکس شده اگر بگویم که کانادا یا کوکا بدهید مورد ریشخند قرار میگیرم. پس دیگر من به ته صف رفته ام.

درباره سوتی. دقیقا در مرکز کنترل فضای کشور بودم. در سال ۱۳۷۴ سوتی را یاد گرفتم. در سال ۱۳۷۷-۱۳۷۸ بود که از من وازه سوتی اختراع شد. این را به کسی گفتم که از من ۱۵ سال بزرگتر بود. او با خشم به کسی که همسن او بود گفت که ای عمو حیدر. آیا در زمان شاه کسی سوتی نمیگفت؟ گفتم که نخست این که خودتان میگویید در گاه شاه. پس از دهه ۱۳۶۰ تاکنون دیگر وازه سوتی نبود یا اصلا یا کمیاب یا حتی نایاب بود. من هم احیا کردم هم این سوتی آنی نیست که میگویید. سوتی در زمان شاه برابر با راپرت دادن بود ولی من درباره سوتی. سوتی دادم. من به اشتباه سوتی را سوتی کردم. سوتی را به اشتباه با گاف دادن برابر کردم. اینک مانند نقل و نبات در دهان مردم میگردد.

درباره دهه ۱۳۶۰ نه این که اصلا در جهان نبود. بلکه در ایران نبود. تنها دهه فجر و تازگیها هم دهه های نخست و دوم و پایانی محرم بود. در کل تاریخ ایران پیش از سال ۱۳۸۲ . اصلا ما دهه ای به نام یک ده سال نداریم. یا اصلا خود من یک مورد آن را ندیده ام.

خود من در دهه ۱۳۶۰ گیر کرده ام. به یاد آن سکوت. اخلاقیات . مردانگی و ... هستم. در سال ۱۳۸۰ به پس. دیدم که نامها همان است و تنها ماکت است ولی از درون پوک شده. اینجانب به اعتراض. دهه ۱۳۶۰ را گفتم و نخست با مقاومت مغزی علما بود و سپس اینک مانند نقل و نبات در دهان مردم است. حتی در دو سه سال گذشته. با گوش خود. در رادیو همین اصطلاح دهه ۶۰ را از دهان مقام بیت رهبری شنیده ام.

در مرکز کنترل. هنگامی که در سال ۱۳۸۹ دوباره کیو آر اف کردم. میگفتم که درود. حتی کسی به من سلام میگفت. همان درود را میگفتم. ابتدا طبق معمول. پوزخند و اینها بود. اینک. مانند نقل و نبات. حتی در رسانه ها. میگویند بر شما درود.

شماها امروزه فکر میکنید. اگر تنها در سال ۱۳۸۷ به کسی درود میگفتید. اگر هم نمیخندیدند. به شماها میگفتند آیا مگر در پادگان یا سربازخانه هستید که میگویید درود. قربان؟

در این باره حتی وازه هایی است که خاستگاهش از اینجانب است که خود به یاد ندارم ولی به راستی. اینچنین است. ولی این که مردم فارسی گویی کنند و از وازه های فارسی گفتن هراسی نداشته باشند. نه اینکه تنها من مایه آن باشم ولی در این چند سال گذشته. بدون این که به کسی کاری داشته باشم. ابتدا از دهان من خازج شد و سپس با کمال ناباوری. میبینم که خود من در ته صف رفته ام.

★━┓☆━┓★━┓☆━┓★━┓ ┃人┃┃気┃┃最┃┃新┃┃品┃

  ┗━☆┗━★┗━☆┗━★┗━☆

                                     IWCなど。

           قصه وازه ها               

به اینجا که رسیدم یاد علامه دهخدا افتادم که در مقدمه لغت‌نامه نوشته است:
“هر کس بگوید زبان فارسی باید خالص باشد، اول در قیافهٔ او تفرس و نظر باید کرد. اگر آثار حُمق و گولی پیداست جای ترحم است و اگر پیدا نیست، بی‌هیچ شک و شبهه مزدور دشمنان ملیت و قومیت است.

البته من ترک هستم. در ترکی هم وازه ها را تنها ترکی میگویم و از به کار گیری وازه های غیر ترکی. حتما پرهیز میکنم.

به همه زبانهای تاریخ. من تعصب دارم و تا آنجا که در توان دارم. وازه های هر زبان را تنها در آن زبان بکار میبرم.

 توسط سامورایی تنها ( گل سرخو سفید پیشتر ) در ساعت 17:9 |